|
|
خدايا ؛ به آسمانت بگو، گاه گاهي به حال ما بگريد. بگو که فلاني دلش تنگ است ، يا بگو آ سمان چشمانش ابري ندارد. هر چه مي خواهي بگو ، فقط بگو که بگريد. شايد دل به هواي گريه آسمان آرام گيرد. خدايا ؛ کوير دلم را آسماني ده پر ابر ، تا باشد که دگر ، منت آسمان را نکشيم. مشت مي کوبم بر در پنجه ميسايم به پنجره !!! من دچار خفقانم من به تنگ آمده ام از همه چيز بگذاريد هواري بکشم ...آي با شما هستم ..آي اين در ها را باز کنيد مي خواهم فرياد بلندي بکشم چا ره ي درد مرا بايد اين داد کند از شما خفته ي چند چه کسي مي آيد با من فر ياد کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده در دوشنبه 1385/02/25 ساعت 23:25 توسط |