نازنينم!بگذار تا برايت بگويم،.....!
هيچ ستاره ای درين خانه،روشن نمانده است!
هيچ شبگردی ازين کوچه گذر نکرده است!
هيچ صدايی سکوت وهم انگيز شبانه ام را نشکسته است!
و هيچ عابری نيم نگاهی به درون من نيانداخته است!...
نازنينم!
بگذار تا برايت بگويم،ياد تو هنوز،از شيشه های
خاطره پاک نشده اند!
و نام تو هنوز،در غبار ژرف انگيز دلم بيتوته کرده است!...
نازنينم!
بگذار تا برايت بگويم که سياهی چگونه تا عمق وجودم رخنه کرد
و چگونه فانوسهای دلم از پی هم سر به خاموشی سپردند!
و چگونه......
اشکهای سرگردان بيچاره ام کردند!
بر من ببخشای اين همه بی قراری را...............