تبليغاتX
آدم راستکی -

...اگه يه روز بفهمي که عاشق کسي بودي که معني عشق نميدونه اگه يه روز بفهمي... که چشم به راه کسي بودي... که حتي يه لحظه هم حاظر نيست منتظرت بمونه... اگه يه روز بفهمي دلت واسه کسي تپيده... که حتي يه ذره جا تو دلش واست نذاشته همه اين ديوونه بازي ها همه اون دوست داشتن ها... همه اون تپيدنها ...همه اون عشق بازي ها ... همه اون منتظرموندن ها ....واسه کسي بوده که هيچ احساسي به تو نداشته...اون وقت دنيا رو سرت خراب ميشه ...زندگي برات مفهومي نداره.... تموم زندگيت ميشه به اجبار نفس کشيدن و ادا....









 

مي خواهم تا آخر عمر خانه نشين خيال تو باشم،به ياد رفتنت مثل ابرها بغض كنم،

 

به نامه هاي ننوشته ات پاسخ بدهم و از پشت پنجره به آرزوهايت سلام كنم.مي خواهم

 

تا انتهاي اين جاده همچنان بي قرار تو باشم و تمام لحظه ها را به عشق ديدن تو طي

 

كنم.مي خواهم با تو از حادثه عبور كنم.

 

 

 

 

تهي و خالي شدم از هر چه در چشمانت بيداد مي كرد،به ياد دارم روزگاري

 

را كه در كوچه پس كوچه هاي دلت قدم برمي داشتم،زماني كه احساس مي كردم

 

در خلوت سرايت مانند يك رويا ماندگارم و امروز سالها مي گذرد كه نگاه دريايي ات را

 

گم كرده ام و مانند ماهي كوچكي،دور از آب چه معصومانه جان دادم....

 

 

 



نوشته شده در چهارشنبه 1385/05/11 ساعت 15:49 توسط
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت